محمد مهريار
223
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
دارد از 4 دهستان تركيب يافته و جمعا شعب بوّان را به وجود مىآورد و « شعب » در لغت عربى به معناى شكاف كوه است و از باب مسامحه به ناحيت كوهستانى نيز اطلاق مىشود و اين شعب بوّان را از جنّات اربعهء جهان مىشمردهاند و در روزگاران قديم به زيبايى و خوشى معروف بوده است . متنبّى شاعر بزرگ عرب و مداح عضد الدوله ديلمى در وصف آن قصيدهء شيوايى سروده است كه حد اعلاى تمجيد و عشق را نسبت به آن آشكار ساخته است . « 1 » بوران Bur n بوران ديهى است كوچك كه آن را در عداد ديههاى كوهستان جبل به حساب آوردهاند . اين ديه در سال 1345 ( سال آمارى ما ) 34 نفر جمعيت داشته است . ديههاى اين دهستان كه اتفاقا از لحاظ تعداد ، زياد است و قريب به پنجاه پارچه آبادى از كوچك و بزرگ به حساب اين دهستان گذاشته شده است . از لحاظ تعداد ديههاى آن كم نيست ولى اكثر اين ديهها كمجمعيت و صغير و حقير مىباشند . « 2 » كيفيت اين ديهها چنين است كه در دامنهء كوهستان قرار گرفتهاند ، كوهستانى كه از شمال غربى همچنان رو به شمال شرقى ادامه پيدا مىكند و تا به نايين و يزد مىرسد . در دامنه و دل اين كوهستان ديهها و دهكدههاى بيشتر كوچك ساخته شده است و مركب از آبى از چشمه يا قنات ، استخرى و باغى به دور آن و دهكدهء كوچكى . اكثر ديهها با چنين وضعى در دامنهء كوهستان قرار دارد . آب اين قناتها اكثر كم شده و اين ديهها رو به ويرانى نهاده است . نظر به اينكه لهجه و زبان خاص اين كوهستانها ، تا برسد به نايين ، همچنان ادامه دارد ، و نظر به وجود برخى اسامى كهن مثل الانآباد و شاهان و دجان و فشارك و كيجى و مارچه ، مارى و غيره « 3 » مىتوان جدّا به سابقهء تمدن در اين نواحى اذعان پيدا كرد و چون در اينباره به تضاعيف گفتوگو كردهايم در اينجا به تفصيل نمىپردازيم . واژهشناسى : « بور » در لغت به معناى سرخ است و اصطلاحا اسب سرخ را هم « بور »
--> ( 1 ) - ن . ك . به : ديوان متنبّى و معجم البلدان كه قصيده را نقل كرده است . ذيل بوان . ( 2 ) - ن . ك . به : فهرست ديههاى دهستان جبل ، نشريهء 289 م . آ . ا . ( 3 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . صورت ريز ديههاى جبل .